پرش به محتوا

لیست واژه نامه کامل خودرویی

خودرو و زندگی 👁 ۸ بازدید
لیست واژه نامه کامل خودرویی

۴WD: Four Wheel Drive؛ سیستم انتقال قدرت به هر چهار چرخ.

۱۶V: 16 Valve؛ موتور ۱۶ سوپاپ. مثلاً در موتور ۴ سیلندر، برای هر سیلندر ۴ سوپاپ در سرسیلندر قرار دارد. موتورهای DOHC و SOHC نیز از این دسته‌اند.

۱ DIN: واحد اندازه‌گیری ابعاد استاندارد رادیوهای خودرو؛ معادل ۱٫۱۲ SAE.

۱ KW: یک کیلووات، معادل ۱٫۳۴ ECE.

۱ KW: یک کیلووات، معادل ۱٫۳۵ PS (اسب بخار DIN).

ستون A: ستون واقع در جلوی بدنه خودرو که سقف بر روی آن قرار دارد و عناصر ایمنی غیرفعال در داخل آن تعبیه شده‌اند.

ABC: Active Body Control؛ سیستم هیدروالکترونیکی مرسدس بنز که از خوابیدن بدنه خودرو به چپ و راست و جلو و عقب جلوگیری می‌کند. این سیستم در پیچ‌ها و هنگام ترمز کمک بسیاری به پایداری خودرو می‌کند.

ABS: Anti-lock Braking System؛ سیستم الکترونیکی‌ای که با سنسورهایی، قفل‌شدن چرخ‌ها را در ترمزهای شدید و روی سطوح لغزنده پیش‌بینی می‌کند و با شل و سفت کردن ترمزها در کسری از ثانیه (مثلاً ۶۰ بار در ثانیه) باعث می‌شود چرخ‌ها قفل نکنند و حداکثر چسبندگی را داشته باشند؛ بدین ترتیب در سخت‌ترین شرایط نیز کنترل خودرو در دست راننده می‌ماند. به کمک این سیستم، حتی در ترمزهای شدید و آنی، خودرو قابلیت فرمان‌پذیری و توقف سریع‌تری دارد. امروزه بسیاری از تولیدکنندگان آن را به‌صورت استاندارد روی محصولات خود ارائه می‌دهند و برخی نیز با درخواست مشتری آن را نصب می‌کنند.

AC: Air Condition؛ کولر. شبیه یخچال کار می‌کند؛ یک کمپرسور ماده گازی را تحت فشار قرار می‌دهد، گاز با گرم شدن به مایع تبدیل و سپس سرد می‌شود و پس از بخار شدن سریع، خنکی ایجاد می‌کند. برای به کار انداختن کمپرسور، مصرف سوخت خودرو کمی افزایش می‌یابد.

ACC: Adaptive Cruise Control؛ سیستمی که فاصله و سرعت خودرو را با خودروهای دیگر تنظیم می‌کند. این سیستم مانع تأثیر منفی وسایل نقلیه سنگین بر ایمنی جاده و ترافیک می‌شود. DaimlerChrysler سیستم دیگری را توسعه داده که حتی فاصله خودرو را با خطوط جاده تنظیم می‌کند.

AERODINAMIC: علم جریان هوا یا علم باد که اهمیت زیادی در طراحی خودرو دارد؛ زیرا با مقاومت کمتر بدنه در برابر هوا، مصرف بنزین نیز کاهش می‌یابد. بهترین مقدار مقاومت در برابر هوا برای خودروهای سواری حدود Cw=0.26 است. آیرودینامیک نامناسب خودروهای SUV می‌تواند تا 0.45 باشد.

AFS: سیستم تطبیقی روشنایی جلو که با برآورد پیچش فرمان و سرعت خودرو، انحنای مسیر را پیش‌بینی کرده و دقیقاً مسیری را که خودرو در آن ادامه خواهد داد روشن می‌کند.

AIRBAG: کیسه هوا؛ در برخوردها و تصادفات حداکثر محافظت و ایمنی را برای سرنشینان تأمین می‌کند.

Air Filter: فیلتر هوا؛ با عبور هوای ورودی به موتور از داخل این فیلتر که معمولاً از کاغذ مخصوص ساخته شده، جلوی ورود ذرات و گرد و خاک به موتور گرفته می‌شود تا ساییدگی ایجاد نشود. همچنین حرارت هوای ورودی تنظیم و صدای مکش هوا تا حد زیادی کاهش می‌یابد.

Air Flow Meter: در داخل هواکش دریچه‌ای وجود دارد که به نسبت شدت جریان هوا باز و بسته می‌شود و ECU متناسب با این میزان، پاشش سوخت را مشخص می‌کند.

Acceleration: شتاب؛ گاز دادن.

Active Safety: تمام اجزا و تجهیزاتی که به‌صورت همیشگی فعال هستند و ایمنی خودرو را بالا می‌برند؛ مانند ABS، ESP، لاستیک‌ها، ترمزها، شکل آیرودینامیک خودرو و غیره.

AMG: بخش تیونینگ و عملکرد بالای مرسدس بنز که مدل‌های پرقدرت و اسپرت این شرکت را تولید می‌کند.

AMPERMETR: ابزار اندازه‌گیری و نشان‌دهنده میزان جریان ورودی و خروجی باتری.

Anti Freez: ضدیخ؛ مایعی متشکل از ۵۰٪ گلیکول و ۵۰٪ آب که از یخ‌زدگی آب رادیاتور در هوای سرد و آسیب به سیستم خنک‌کننده جلوگیری می‌کند. همچنین مانع ایجاد زنگ و رسوب در رادیاتور و سیستم خنک‌کننده موتور می‌شود.

ASC+T: Automatic Stability Control + Traction؛ سیستمی که BMW از آن استفاده کرده و وضعیت چرخ‌های عقب را دائماً تحت نظر دارد. وقتی چرخ‌های عقب بلغزند یا چسبندگی خود را از دست بدهند، این سیستم عمل کرده و ترمزها و موتور را به‌نحوی کنترل می‌کند که خودرو از مسیر خارج نشود.

ASR: Anti-Slip Regulation؛ سیستم کنترل آنتی‌پاتیناژ که جلوی هرزگردی چرخ‌های محرک را می‌گیرد و پایداری را حفظ می‌کند. این سیستم به دو نحو کار می‌کند: یا به‌صورت الکترونیکی قدرت موتور را کاهش می‌دهد، یا بر چرخی که هرزگردی می‌کند ترمز اعمال می‌کند. ASR نامی است که مرسدس بنز استفاده می‌کند و برای Traction Control تولیدکنندگان مختلف نام‌های مختلفی مانند ETC، TC و TSC به کار می‌برند.

AWD: All Wheel Drive؛ نام مخفف خودروهای چهار چرخ محرک (چهار چرخ محرک به‌صورت دائم و در تمام سرعت‌ها).

AWS: All Wheel Steering؛ سیستمی که فرمان می‌تواند هر چهار چرخ را یکجا کنترل کند.

AUTODIMMING: خاصیت شکست نور توسط آینه داخل خودرو؛ با سیاه‌تر شدن آینه و پخش نور، نور بالای خودروی عقبی باعث ناراحتی، کاهش دید و مزاحمت راننده خودروی جلویی نمی‌شود.

BAS: سیستمی که در ترمزهای آنی فشار داخل هیدرولیک ترمز را زیاد کرده و باعث پخش یکسان قدرت ترمز به چرخ‌ها می‌شود.

BI-XENON: امروزه چراغ‌های BI-XENON پیشرفته‌ترین و قوی‌ترین نوع چراغ هستند. در این چراغ‌ها برای نور پایین و بالا از دو چراغ جدا استفاده می‌شود. چون طول موج و رنگ این چراغ‌ها شبیه نور خورشید است، در شب باعث ناراحتی چشم سایر رانندگان نمی‌شود و بازتاب را به حداقل می‌رساند. نوری که از داخل گاز XENON عبور می‌کند توسط لنز متحرک ۷۰ میلی‌متری بازتاب شده و تأثیر نور بالا را ایجاد می‌کند.

Brake Disk Wiping: پاک‌کننده دیسک ترمز؛ در هنگام بارش شدید باران، لایه نازکی آب روی دیسک می‌نشیند. این سیستم با ایجاد تماس بسیار خفیف لنت ترمز با دیسک در فواصل زمانی مشخص، سطح دیسک را تمیز می‌کند تا هنگام ترمز کردن تأخیری در عکس‌العمل ترمز ایجاد نشود.

BOXER MOTOR: موتور باکسر؛ موتوری که سیلندرهای آن در یک راستا و با زاویه ۱۸۰ درجه قرار دارند. می‌توان آن را موتور V شکل با زاویه ۱۸۰ درجه نامید.

CABRIO: خودروهایی با ظرفیت سرنشین ۲+۲ که سقف آن‌ها بازشونده است.

Catalizor: یکی از قطعات اگزوز که میزان گازهای آلوده‌کننده محیط زیست را کاهش می‌دهد.

CBC: Cornering Brake Control؛ سیستمی که همراه ESP کار می‌کند و در بسیاری از خودروهای BMW استفاده می‌شود و جزو سیستم‌های ایمنی فعال است. وظیفه CBC حفظ پایداری خودرو هنگام ترمز در پیچ است؛ چون در پیچ سرعت چرخ‌های داخل و خارج پیچ متفاوت است، فشار ترمز این چرخ‌ها نیز باید متفاوت باشد. CBC توسط سنسورهای مربوطه سرعت هر چرخ را محاسبه کرده و میزان فشار ترمز را برای هر چرخ مشخص می‌کند.

CDI: نامی که DaimlerChrysler برای خودروهای دیزل مرسدس بنز به کار می‌برد. CDI مخفف Common Rail Diesel Injection System است.

Ceramic: ماده‌ای سبک که در برخی خودروها مانند Porsche Turbo و Mercedes CL 55 AMG برای ساخت دیسک‌های ترمز استفاده شده است. از مزایای دیسک‌های سرامیکی، مقاومت آن‌ها در برابر ساییدگی است که حدود ۳۰۰٬۰۰۰ کیلومتر عمر می‌کنند و همچنین نسبت به دیسک‌های معمولی ۶۰ درصد سبک‌تر هستند.

clutch: کلاچ؛ تفاوت مشخص بین گیرباکس‌های اتوماتیک و دستی (Manual) در کلاچ است. کلاچ اتصالی قابل جداشدنی و رابط انتقال قدرت بین موتور و گیرباکس است. برای حرکت اولیه خودرو، کلاچ گشتاوری را که از موتور می‌گیرد به شفت اصلی گیرباکس (که به‌صورت استاتیک ثابت است) می‌رساند. همچنین هنگام تعویض دنده‌ها، انتقال نیرو باید قطع شود که این کار توسط کلاچ انجام می‌گیرد.

compressor: کاری شبیه توربو انجام می‌دهد ولی قدرت خود را از موتور می‌گیرد؛ پمپی که هوا یا مایع کولر را فشرده می‌کند. Jaguar، مرسدس و سایر تولیدکنندگان برای افزایش قدرت از کمپرسور استفاده می‌کنند. موتور برای به کار انداختن کمپرسور کمی بیشتر سوخت مصرف می‌کند.

COUPE: خودروهایی که بین ستون A و C سقف فلزی دارند و فضایی برای ۲+۲ نفر سرنشین دارند. در بعضی از این خودروها ظرفیت سرنشین بیشتر است.

CRS: Common Rail System؛ برای موتورهای دیزل ساخته شده و سیستمی است که با فشار بیشتری پاشش می‌کند. تفاوت اصلی آن با سایر سیستم‌ها این است که عملیات ایجاد فشار و پاشش جدا از هم انجام می‌شود. این سیستم باعث کارکرد بهتر و مرتب‌تر، کارایی بیشتر و کاهش صدای موتورهای دیزل می‌شود.

CRUISE CONTROL: سیستم ثابت‌کننده سرعت.

CVT: Constantly Variable Transmission؛ گیرباکس با نسبت متغیر. این گیرباکس در دهه ۱۹۵۰ توسط یک هلندی به نام Van Doorne ساخته شد. در این گیرباکس‌ها فقط یک نسبت شروع و پایان وجود دارد که وابسته به دور موتور و سرعت خودرو متغیر است.

CVVT: Continuously Variable Valve Timing؛ تکنولوژی زمان متغیر سوپاپ. Volvo، Kia و Hyundai این سیستم را به این نام معرفی می‌کنند. این سیستم توسط شرکت‌های مختلف با اسامی متفاوت استفاده شده و رواج یافته است. این سیستم کنترل موتور، زمان باز شدن سوپاپ‌ها را با توجه به سرعت و میزان بار خودرو تغییر می‌دهد و بدین ترتیب کارایی موتور را بالا برده و میزان گازهای مضر خروجی از اگزوز را کاهش می‌دهد.

cylinder: سیلندر؛ مهم‌ترین قسمت موتور که پیستون‌ها داخل آن قرار می‌گیرند و محفظه احتراق را به وجود می‌آورند.

DI: Direct Injection؛ تزریق مستقیم سوخت در موتورهای دیزل و بنزینی برای احتراق بهتر. یکی از مشکلات موتورهای دیزل، صدایی است که هنگام احتراق ایجاد می‌شود و Audi با استفاده از این روش، ترکیب هوا و سوخت بهتری تولید کرد و تا حدی مشکل صدا را برطرف کرد.

differential: دیفرانسیل؛ سرعت چرخش چرخ‌ها را متعادل می‌کند، به‌خصوص در پیچ‌ها که سرعت چرخ‌های داخل و خارج پیچ با هم تفاوت دارند.

differential lock: قفل دیفرانسیل؛ هنگام از دست دادن چسبندگی یکی از چرخ‌های محرک، جلوی هرزگردی آن چرخ را می‌گیرد و باعث بهبود پایداری و چسبندگی بیشتر می‌شود. متداول‌ترین نوع آن قفل دیفرانسیل مرکزی است که اگر یک چرخ دچار هرزگردی شود، حرکت از چرخ‌های جلو یا عقب ادامه پیدا می‌کند.

Dynamometr: داینامومتر؛ وسیله‌ای که قدرت موتور را اندازه می‌گیرد.

Distributor: دلکو؛ یکی از قطعات سیستم برقی که جریان برق با ولتاژ بالا را به‌صورت تنظیم‌شده به شمع‌ها می‌فرستد.

DTR: مخفف Distronic (یا Dystronic)؛ سیستم رادار هوشمند کنترل‌کننده فاصله که توسط مرسدس بنز ساخته شده است. این سیستم الکترونیکی توسط یک رادار فاصله تا خودروی جلویی را محاسبه می‌کند و چنانچه این فاصله تا حد خطرناکی کم شود، با کاهش نیروی موتور و یا حتی ترمز کردن، سرعت را کم کرده و فاصله را افزایش می‌دهد.

DOHC: Double Over Head Camshaft؛ موتوری که در بالا دو میل‌بادامک دارد.

DSC: نام سیستم ESP (سیستم پایداری الکترونیکی) در BMW.

DSTC: Dynamic Stability and Traction Control؛ این سیستم همراه با ESP (پایداری الکترونیکی) و ASR (آنتی‌پاتیناژ یا ضد هرزگردی) کار می‌کند و Volvo آن را DSTC نامیده است.

DUMMY: ماکت‌های انسانی از جنس پلاستیک که در تست‌های تصادف استفاده می‌شوند. بر روی این ماکت‌ها سنسورهای متعددی قرار گرفته و بدین ترتیب میزان و نقاط آسیب احتمالی انسان‌ها در تصادفات واقعی محاسبه می‌شود.

EBD-EBV: سیستم الکترونیکی تقسیم نیروی ترمز؛ EBD مکملی برای ترمزهای مجهز به ABS است و هنگام ترمز با تقسیم نیروی وزن، تعادل خودرو را حفظ کرده و جلوی انحراف آن را می‌گیرد.

EDC: Electronic Diesel Control؛ سیستم کنترل موتورهای دیزل انژکتوری.

EDLS: قفل الکترونیکی دیفرانسیل.

EMV: چگونگی عملکرد سیستم برق خودرو در محیط‌های الکترومغناطیسی. عملکرد واقعی سیستم برق خودرو در محیط‌های برق فشار قوی تست می‌شود.

EPS: Electro Power Steering؛ سیستم فرمان هیدرولیک با موتور الکتریکی.

ESP: Electronic Stability Program؛ سیستم پایداری الکترونیکی (بهتر است آن را سیستم ضد ناپایداری بنامیم که جلوی از کنترل خارج شدن خودرو را می‌گیرد). اساس کار این سیستم این است که از سیستم ترمز ABS برای کنترل و هدایت خودرو استفاده شود. سیستم آنتی‌بلوکه (ABS) و سیستم آنتی‌پاتیناژ (TSC، ضد هرزگردی) در زمین‌های لغزنده ابزارهای سیستم ESP هستند. سنسوری که به فرمان متصل است، هماهنگی بین میزان چرخش فرمان و جهت حرکت خودرو را کنترل می‌کند و در صورت عدم تناسب، ESP سریع وارد عمل شده و ابتدا میزان انتقال نیروی موتور به چرخ‌ها را کاهش می‌دهد. اگر باز هم خودرو متناسب با زاویه فرمان حرکت نکند و یا به عبارتی تحت کنترل راننده نباشد، به‌صورت مستقل روی چرخ‌ها ترمز اعمال می‌شود. این عمل تا زمانی که خودرو تحت کنترل راننده درآید و در مسیر دلخواه او حرکت کند ادامه می‌یابد. هنگامی که راننده با سرعت و فراتر از محدودیت‌های خودرو اقدام به پیچیدن کند، این سیستم تا حد چشمگیری جلوی understeer یا oversteer شدن خودرو را می‌گیرد و در ترمزهای شدید و شرایط مختلف نیز باعث توقف سریع‌تر خودرو می‌شود.

ETC: Electronic Traction Control؛ سیستم کنترل کشش الکترونیکی.

ETS: Electronic Stability System؛ سیستمی که با ASR رابطه دارد.

EURO NCAP: مخفف European New Car Assessment Programme که در سال ۱۹۹۷ تأسیس شد. مؤسسه‌ای که روی بسیاری از خودروهای تولیدشده در اروپا تست‌های تصادف انجام می‌دهد و بر اساس نتایج، به خودرو امتیاز ستاره می‌دهد. در حال حاضر حداکثر امتیاز ۵ ستاره است. این تست‌ها شامل تصادف از جلو، تصادف از پهلو و غیره هستند.

FACE LIFT: زیباسازی ظاهری خودرو (رفع اشکالات طراحی بدنه).

FADING: داغ کردن ترمزها؛ تضعیف عملکرد ترمز در نتیجه داغ شدن لنت‌ها و دیسک‌های ترمز. در این وضعیت مشکلاتی مانند نیاز به فشار محکم‌تر روی پدال ترمز و تضعیف عملکرد ترمز به وجود می‌آید.

FIS: نمایشگر اطلاعات؛ اطلاعاتی مانند مسافت پیموده‌شده، متوسط سرعت، میزان مصرف سوخت و دمای بیرون را نمایش می‌دهد.

FSI: موتورهای Direct Injection (پاشش مستقیم سوخت) تولیدی گروه Volkswagen. بزرگ‌ترین مزیت این موتورها در مقایسه با موتورهای با حجم یکسان، مصرف سوخت کمتر و قدرت بیشتر است.

GDI: موتورهای Direct Injection میتسوبیشی.

GPS: Global Positioning System؛ سیستم موقعیت‌یاب جهانی. کامپیوتری که داخل خودرو است با ماهواره ارتباط برقرار کرده و موقعیت و محل خودرو را مشخص می‌کند و توسط نقشه موجود در حافظه، راننده را به محل مورد نظر هدایت می‌کند.

GRIP: چسبندگی یا گیرش جاده.

GT: مخفف عبارت ایتالیایی Gran Turismo (تور بزرگ). در اصل این اصطلاح برای خودروهای سدان با خصوصیات اسپورتی به کار می‌رود.

HARDTOP: خودروهایی که سقف فلزی داشته و ستون B ندارند. چنانچه یک خودروی HARDTOP سقفی قابل جدا کردن یا تاشونده داشته باشد، شکلی مانند Cabrio به خود می‌گیرد.

HATCHBACK: خودرویی که صندوق با شیشه عقب یکپارچه باشد و چراغ‌های Stop روی آن قرار گرفته باشند.

HDC: Hill Descent Control؛ کنترل حرکت در سرازیری. HDC معمولاً از تجهیزات خودروهای 4WD است. در پایین آمدن از سرازیری‌ها سرعت را ثابت می‌کند و بدین ترتیب بدون نیاز به ترمز می‌توان سرازیری‌های طولانی را طی کرد.

HDI: High Pressure Direct Injection؛ پاشش مستقیم با فشار بالا. نوعی موتور دیزلی که از سوی پژو و سیتروئن با همکاری فورد ساخته شده است. این موتورها از تکنولوژی Common Rail استفاده می‌کنند و مصرف سوخت و آلودگی کمتری دارند.

Horse Power: اسب بخار؛ واحد اندازه‌گیری قدرت تولیدی توسط موتور. هر اسب بخار برابر ۰٫۷۴۵۷ کیلووات است.

HYBRID: خودروهایی که دو پیشرانه دارند؛ این نام بیشتر برای خودروهایی به کار می‌رود که یک موتور درون‌سوز (بنزینی یا دیزلی) و یک موتور برقی (که انرژی خود را از باتری‌های مربوطه می‌گیرد) دارند. تا سرعت مشخصی فقط موتور برقی کار می‌کند و بعد از آن برای افزایش قدرت، موتور درون‌سوز نیز شروع به کار می‌کند. هدف از تولید این خودروها مصرف سوخت کم و حداقل آلودگی محیط زیست است.

HYDROPNEUMATIK: استفاده از بازوهای هیدرولیکی کمک‌فنر به جای بازوهای فلزی که تنها از سوی سیتروئن استفاده می‌شود (همانند Xantia).

HILL HOLD CONTROL: این سیستم هنگام حرکت در سربالایی جلوی حرکت خودرو به عقب را می‌گیرد. در این سیستم ترمزها به‌صورت اتوماتیک عمل کرده و با فشار ثابتی ترمز گرفته می‌شود؛ بدین ترتیب تا زمان فشردن پدال گاز توسط راننده و حرکت خودرو، از حرکت آن به عقب جلوگیری می‌شود.

HUD: Heads-up Display؛ این سیستم برای اولین بار در هواپیماهای جنگنده استفاده شد و به راننده امکان می‌دهد اطلاعات خودرو را روی شیشه جلو ببیند. این سیستم توسط یک پروژکتور اطلاعات را روی شیشه جلو منعکس می‌کند (مانند برخی مدل‌های BMW).

I-DRIVE: این سیستم توسط BMW ساخته شده است. در این سیستم کامپیوتری می‌توان اعضای کنترلی متعدد موجود در خودرو را توسط یک Joystick تعبیه‌شده در کنسول میانی کنترل کرد.

IMMOBILIZER: سیستمی که جلوی کار کردن خودرو با کلید کپی‌شده یا بدون کلید را می‌گیرد. در خودروهای مجهز به IMMOBILIZER، پس از دریافت اطلاعات میکروالکترونیکی داخل کلید توسط ECU، اجازه استارت داده می‌شود.

INTERCOOLER: اینترکولر وسیله‌ای است که در موتورهای مجهز به توربو استفاده می‌شود و وظیفه خنک کردن هوا را دارد. چون توربوشارژر هنگام فشردن هوا باعث گرم شدن آن و افزایش حجم هوا می‌شود که در شارژ سیلندر تأثیر منفی دارد، اینترکولر بین موتور و توربوشارژر نصب شده و هوا را خنک می‌کند؛ بدین طریق جلوی افزایش حجم هوا گرفته شده و بر قدرت و گشتاور موتور افزوده می‌شود.

ISOFIX: نوعی صندلی مخصوص کودکان که روی صندلی عقب بسته می‌شود و ایمنی آن‌ها را تأمین می‌کند.

Kickdown: در خودروهای مجهز به دنده اتوماتیک، هنگامی که راننده پدال گاز را به‌صورت ناگهانی تا ته فشار دهد، این سیستم برای افزایش شتاب یا سرعت، دنده معکوس می‌کند.

LED: Light Emitting Diode؛ دیودی که با دریافت جریان برق نور می‌دهد. امروزه در خودروهای مدرن از LED در چراغ‌های خطر و ترمز استفاده می‌شود، زیرا LED سریع‌تر از چراغ‌های معمولی روشن می‌شود.

LEV: Low Emission Vehicle Standards؛ استاندارد آلایندگی خودروهای تولیدشده در ایالت کالیفرنیای آمریکا. در بعضی ایالت‌های دیگر آمریکا نیز اجرا می‌شود و در سال ۲۰۰۴ جای خود را به استاندارد LEV II داد.

LPG: Liquified Petroleum Gas؛ سوخت گازی که تحت فشار یا دمای پایین به مایع تبدیل و در مخزن نگهداری می‌شود. قیمت آن نسبت به بنزین ارزان‌تر است، آلودگی بسیار کمتری ایجاد می‌کند و اکتان بالایی دارد. مصرف آن نسبت به بنزین بیشتر است. امروزه موتورهای بنزینی را می‌توان به این سوخت تبدیل کرد.

LSD: Limited Slip Differential؛ دیفرانسیل محدودکننده لغزش. به‌خصوص در پیچ‌ها و زمین‌های لغزنده جلوی سر خوردن خودرو را می‌گیرد. تفاوت این نوع دیفرانسیل پیشرفته با دیفرانسیل‌های استاندارد در این است که در مواقع شتاب‌گیری و کاهش سرعت نیز خودرو را کنترل می‌کند.

MACPHERSON: سیستم تعلیق متداولی که به‌صورت خلاصه یک اتصال زیرین بین فنر لول، کمک‌فنر و موج‌گیر است.

MPV: خودروی چندمنظوره (مانند سیناد یا Opel Zafira).

MPI: انژکتور چندنقطه‌ای؛ بهترین حالت احتراق سوخت را به وجود می‌آورد.

NM: Newton Metre؛ واحد گشتاور (Torque). میزان نیرویی که بتواند یک جسم را ۱ متر حرکت دهد و با واحد نیوتون‌متر بیان می‌شود. ۱ نیوتون برابر ۱۰۰ گرم است. در خودرو، NM واحد گشتاور یا قدرت چرخش موتور است.

Navigation System: سیستم هدایتگر یا راهبری. این سیستم به وسیله نقشه موجود در حافظه خود، محل خودرو را دقیقاً مشخص می‌کند و توسط یک نمایشگر بزرگ در کنسول میانی، راننده را از سریع‌ترین و نزدیک‌ترین مسیر ممکن به مقصد راهنمایی می‌کند.

NIGHT VISION: سیستم دید در شب؛ در صورت دید کم در شب، راننده را از موانع موجود مطلع می‌کند.

NITRO: Nitromethane؛ ترکیبی از ازت و متان و سوختی است که انرژی کمتری از بنزین تولید می‌کند ولی برای سوختن به هوای بسیار کمتری نیاز دارد و به همین جهت کارایی بهتری دارد. برای سوختن ۱ واحد بنزین، ۱۴٫۷ واحد هوا لازم است، ولی برای سوختن ۱ واحد نیترو، ۱٫۷ واحد هوا لازم است؛ در نتیجه در محفظه احتراق ۸ برابر بیشتر از بنزین سوخت وارد می‌شود. مزیت نیترو فقط این است که به‌طور متوسط ۲٫۵ برابر بیشتر قدرت تولید می‌شود.

Oversteer: به سر خوردن قسمت عقب خودرو گفته می‌شود.

Radiotelephone: تلفن موبایل خودرو که همراه با Car Audio Set یک وسیله است.

Radiator: در خودروهایی که سیستم خنک‌کننده آن‌ها با آب کار می‌کند، آب گرم‌شده از داخل رادیاتور عبور می‌کند و توسط FAN خنک شده و دوباره به موتور بازمی‌گردد.

RDS: Radio Data System؛ اطلاعات کانال‌های FM رادیو را می‌توان در پانل نمایشگر رادیو مشاهده کرد.

REAL-TIME: در حالت عادی چرخ‌های جلو محرک هستند، ولی اگر چرخ‌های جلو هرزگردی کنند، سیستم به‌صورت اتوماتیک نیروی موتور را به چرخ‌های عقب منتقل می‌کند.

ROADSTER: خودروهای روباز دو در که ظرفیت ۲ نفر سرنشین دارند.

ROTARY-WANKEL MOTOR: نوعی موتور که در سال ۱۹۵۴ توسط Felix Wankel ساخته شد. نحوه کار این موتور به‌طور خلاصه این‌گونه است که با چرخاندن پیستون مثلثی‌شکل داخل بلوک محفظه احتراق، حجم و میزان تراکم‌های متفاوتی در سیلندر به وجود می‌آید. این تکنولوژی موتور امروزه بیشتر از سوی مزدا استفاده می‌شود. در مدل RX-8 مزدا که در اروپا جای مدل RX-7 را گرفت، از این نوع موتور استفاده شده است.

RPM: Revolutions per Minute؛ دور در دقیقه. هر لحظه نشان می‌دهد که موتور در یک دقیقه چند دور می‌چرخد.

SEDAN: خودروهایی که ۴ در دارند و از ستون C تا عقب برآمده و موازی با زمین هستند.

SELF-LEVELLING SUSPENSION: یک عضو واسطه در داخل سیستم کمک‌فنر است که متناسب با مقدار بار خودرو، ارتفاع کمک‌فنر را به‌صورت اتوماتیک تنظیم می‌کند. در این سیستم ارتفاع قسمت جلو و عقب مستقل از هم تنظیم می‌شود.

SLS: سیستمی که ارتفاع خودرو را به‌صورت اتوماتیک تنظیم می‌کند و در خودروهای Road و Off-road استفاده می‌شود.

SOFT-TOP: به خودروهای با سقف بازشونده گفته می‌شود که جنس سقف از پارچه یا فلز با پوشش پارچه باشد.

spoiler: در بعضی خودروها در جلو و زیر سپر و در بعضی در عقب و روی صندوق نصب می‌شود. این قطعه باعث بهبود آیرودینامیک خودرو می‌شود.

Spider: در اوایل سال‌های ۱۹۰۰ به وسیله سبک موتوردار با ۲ صندلی گفته می‌شد. این عبارت از سال‌های ۱۹۵۰ از سوی تولیدکنندگان ایتالیایی برای خودروهای اسپورت ۲ نفره و روباز شروع به استفاده شد.

SRS: سیستم‌های ایمنی اضافی مانند کیسه هوا.

STEER BY WIRE: سیستم فرمان هیدرولیک الکترونیکی؛ همانند بازی‌های کامپیوتری، ارتباط مکانیکی وجود ندارد بلکه با حرکت فرمان توسط راننده، چرخ‌های جلو به‌صورت الکترونیک خودرو را هدایت می‌کنند.

STOP & GO: سیستمی که همراه با Adaptive Cruise Control (ACC) کار می‌کند و فاصله را توسط سنسورها کنترل می‌کند و به‌خصوص در ترافیک سنگین کاربرد دارد.

SUPER SELECT: چرخ‌های محرک را بنا به شرایط و نیاز راننده تغییر می‌دهد. این سیستم به ۴ شکل کار می‌کند: ۱- فقط چرخ‌های عقب محرک باشند. ۲- تقسیم نیرو بین چرخ‌های جلو و عقب. ۳- تقسیم مساوی نیرو بین چرخ‌های جلو و عقب. ۴- حرکت با چهار چرخ به‌صورت معمولی.

SUV: Sport Utility Vehicle؛ این خودروها خصوصیات خودروهای استیشن و ون را در خود دارند و معمولاً 4WD هستند که برای مسیرهای خارج از جاده و ناهمواری‌های معمولی نیز مناسب‌اند، در عین حال که در جاده تفاوت زیادی با یک خودروی معمولی ندارند.

Suspension: سیستم تعلیق؛ ضربات و شوک‌های وارده از طرف زمین به خودرو را جذب می‌کند.

TCS: ASR-ETC؛ سیستم کنترل پاتیناژ.

TDI: Turbo Diesel Injection؛ توربوشارژ با پاشش مستقیم سوخت در موتور دیزل.

TIPTRONIC: گیرباکس دوحالته؛ یعنی به دلخواه می‌توان دنده را دستی یا اتوماتیک عوض کرد.

TPC: سیستم الکترونیک کنترل فشار (باد) لاستیک.

TURBO: سیستمی که با فشرده کردن هوا باعث ورود هوای بیشتر به موتور می‌شود و با افزایش میزان هوای ورودی، قدرت موتور افزایش می‌یابد. پروانه توربو توسط گازهای خروجی از اگزوز چرخانده می‌شود.

Twin Spark: استفاده از یک جفت شمع برای هر سیلندر که باعث احتراق بهتر ترکیب سوختی می‌شود و همچنین با کاهش زمان احتراق، تراکم نیز افزایش می‌یابد. Alfa Romeo و بنز از این سیستم استفاده می‌کنند.

Understeer: در رانندگی به سر خوردن قسمت جلوی خودرو گفته می‌شود (خودرو در پیچ فرمان‌پذیری ندارد) و بیشتر در خودروهای دیفرانسیل جلو به دلیل سنگین‌تر بودن قسمت جلو پیش می‌آید.

VTG: Variable Turbo Geometry؛ توربوی متغیر. این توربو در دورهای کم نیز کارایی دارد. هوایی که از منیفولد اگزوز می‌آید توسط پره‌های کوچکی که درون بدنه این توربو قرار دارد به مرکز پروانه هدایت می‌شود. این پره‌ها با

بهزاد فرهمند
بهزاد فرهمند
نویسنده

بهزاد فرهمند، کارشناس ارشد مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف با بیش از ۱۵ سال سابقه کار در صنعت خودروسازی کشور است. او سابقه همکاری با چندین برند معتبر مونتاژی و قطعه‌سازی را داشته و به عنوان مدرس دوره‌های تعمیرات پیشرفته خودرو نیز فعالیت می‌کند. بهزاد با تسلط کامل بر سیستم‌های فنی جدید خودروها، از جمله خودروهای برقی و هیبریدی، به تحلیل عمیق و بی‌طرفانه عملکرد فنی، ایمنی و کیفیت ساخت خودروها می‌پردازد. مقالات او برای کسانی که به دنبال خریدی آگاهانه و اطلاعات فنی دقیق هستند، یک مرجع معتبر است.

💬 دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. اولین نفر باشید.

✍️ ارسال دیدگاه